اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگری گرامی باد
سالهاست که اول ماه مه بزرگ داشته می شود و باید همچنان بزرگ داشته شود . اما کارگران از خود می پرسند: آیا پیمانه رنج و جانفشانی و زحمت های مارا سرانجامی نیست؟ ؟چه باید می کرده ایم که نکرده ایم؟ چرا پیروزنمی شویم؟ دلداری و شفقت و حماسه سرایی های بی خاصیت ارزانی شما و کارگزارانتان باد ، شکم کودکان ما با اراجیف سیر نمی شود. ماکار می خواهیم ، رفاه می خواهیم آزادی می خواهیم . ما آنچه شما دارید برای همه می خواهیم !اما چرا پیروز نمی شویم؟ برای جاروب کردن بربریت سرمایه چه باید بکنیم؟ این ها هستند پرسش های اول ماه مه.
شیوه های سرمایه داری برای سرکوب جنبش کارگری علیرغم همه تنوعاتش تاکنون در چند اصل خلاصه میشود. 1ـاستفاده از نیروی نظامی و پلیس و زندان.2ـ جلو گیری از شکل گیری تشکل هایی متناسب با نیاز زندگی کارگری و ایجاد یا تبدیل تشکل های کارگری به تشکلی سرمایه محور که مطالبات خودرا به تناسب سود سرمایه یا امکانات سرمایه گره بزنند.3ـ ساختن ذهنیت و افکار سرمایه دارانه و اشاعه آن در جنبش کارگری ، توسط اتاق های فکر سازی و رسانه های «عمومی» . از آنجا که هیچیک از این روش ها نمی توانند نیازهای ما دی و معنوی زندگی کارگری را از میان بردارند ، نیازهای این زندگی بطور مداوم اعتراض تولید می کنند . با افت وخیز های متفاوت اما این اعتراضات سر خاموشی ندارند . سرمایه متناسب با اوضاع، یکی از چاره جوئی هایش یا همزمان همه را باهم بکار می گیرد تا اعتراض را از میانه بردارد. سرمایه کنونی که با خصلت های هر چه جهانی تر شدن و نئو لیبرالیسم شناخته می شود ،بیش از همیشه نیازمند، کار ارزان و کارگر خاموش است .یعنی سرمایه از این طریق بطور عمده رقابت وکسب ارزش اضافی را سازمان می دهد.
در چنین شرایطی نه تنها نیاز زندگی کارگری محلی از اعراب ندارد بلکه حمله به حداقل معا ش برای زنده ماندن نیز وسعتی بیسابقه یافته است. گرسنگی ، بیکاری، کودکان خیابانی ، کارهای پاره وقت و.... زندگی کارگری را هر چه بی ثبات تر و غیر قابل تحمل تر کرده است . حمله به دستاوردهای تا کنونی و رفاه نسبی در کشور های اصطلاحا پیشرفته تر نیز در همین راستای نیاز سرمایه هاست.در مقابل این نیاز سیری ناپذیرو علیرغم شورش های محتمل اما عروج جنبش کارگری در سطح جهان با موانع بسیاری روبروست . از هم امروز افکار طبقه حاکم وحجم عظیمی از تبلیغات جنگ سردی علیه سوسیالیسم و عملکرد «سوسیالیسم واقعا موجود» ونگاه سرمایه محور به تشکل کارگری، تسلط بینش های ارتجاعی مذهبی ـ ناسیونالیستی و... موانع بزرگی بر سر راه این عروج و راه یافتن آن به نتایجی دگرگون کننده هستند. تشکل های سرمایه محورکنونی آمادگی این عروج را ندارند وبرای اعتراض کارگری ساخته نشده اند.از این رو چشم انداز ها و موانع، هرچه بیشتر تشکل یابی کارگران، حول زندگی و منفعت کارگری را در دستور قرار می دهد . اگر طبقه کارگر نتواند در محیط کارو زیست خود تشکل های مستقل خودرا تشکیل دهد وخواسته های روشن خود را برجسته کند در شورش کور گرسنگان خلاصه خواهد شد و به دنبالچه تمایلات بخش هایی از طبقه حاکم تبدیل می شود . حضور کارگران در شورش های اخیر بر این نیاز صحه می گذارد.
در ایران طی سال گذشته جنگ کارگران با حکومت برای ایجاد تشکل ادامه داشت .ابعاد تشکل کارگری در نقد اتحادیه های مسلط موجود وسرمایه فی الحال برای فعالین کارگری هر روز روشن ترشد.تشکل های خود سامان و خودگردان حول منفعت کارگری در دستور روز قرار گرفت. تشکل هایی که مبنای حرکتشان نیاز های زندگی کارگری ونه سودآوری سرمایه هاست. علیرغم این ضرورت ، اگر چه حلقه اصلی در مبارزات کنونی ایجاد تشکل توده ایست اما از یکسو رژیم سرمایه داری مذهبی ایران با سرکوب وحشیانه واز سوی دیگر عدم تمرکز فعالین جنبش کارگری بر این حلقه اصلی ، موانع پاسخ به این ضرورت هستند . فقط همکاری وسیع فعالین کارگری حول این محور می تواند موانع موجود را درنوردد.این همکاری اما هنوز در اشکال ابتدایی خود قرار دارد. این در حالیست که بستر همکاری یعنی حرکت های خود بخودی و اعتراضات کارگری وسعت گرفته است .
نتایج تبعی مبارزات کارگری که دفاع از حق تشکل وآزادیهای اجتماعی است ، بخش هایی از جنبش های دیگر مثل زنان و دانشجویان را به طبقه کارگر متمایل نموده .و خط فاصل طبقات در این جنبشها آشکار تر شده است .
نقش چشمگیر زنان در تحولات ایران از دید هیچ طبقه ای پوشیده نیست .تلاش سرمایه داران که در جنبش کارگری ایجاد تشکل های وابسته به منافع جناحهای مختلف سرمایه ورژیم اسلامی است در جنبش زنان به شکل مدارا با رژیم و دین دولتی و حتی حجاب اجباری و نفس مناسبات حاکم تجلی یافته است.
زنان کارگر که بخش بزرگی از طبقه کارگر ایران را تشکیل میدهند یقینا به مسئله زنان از دید کارگری خویش پرداخته و پیوند مسئله زنان را با مسئله کارگران عینیت می بخشند. افزایش دم افزون تعداد زنان در طبقه کارگر این نقش را در سطح جهانی برجسته تر کرده است. ایجاد تشکل های مستقل زنان در پیوند با جنبش کارگری مدتهاست به آرامی پروسه تحقق خود را طی می کند
درآستانه اول ماه مه باید آرزو نمود وبرای این آرزو جنگید که تا مه دیگر کارگران ایران در تشکل های خودسامان و خودگردان وعلیه سرمایه متشکل شوند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
کار ـ رفاه ـ آزادی جمهوری شورایی
زنده باد اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران
هسته اقلیت مه 2008