اول ماه مه زنده است
منشاء اول ماه مه برای تثبیت حق تشکل و حق اعتصاب شکوفا شد و این روزشکوهمند طی یک قرن مبارزه ی جهانی باردیگر ازراه می رسد. کارگران آگاه همه کشورها به استقبال این روز شتافته اند تا باردیگر درستایش پیام این مبارزه ی تاریخی دست ازکارکشیده و در خیابانها مارش بین المللی جنبش خود را به صدا در آورند..
ازدهه های آخرقرن نوزده تا امروز؛ بویژه درکشورهای پیشرفته ی سرمایه داری، کارگران موفق به تثبیت دستاوردهایی دربهبود وضعیت خود و کل جامعه گردیدند، اما درنتیجه ی گرایش حریص، سود بر و خشونت بار سرمایه و نئولیبرالیسم و تحمیل سیاست نهادهای بین المللی کارگزار سرمایه؛ سطح معیشت کارگران مورد تعرض دائم قرار داشته و آنها ناچار به رودروئی روزمره با کارفرمایان، کنسرن های صنعتی؛ مالی و خدماتی در سطح کشوری وفرا کشوری و دولت های سرمایه داری بوده و هستند.
در ایران ازهمان آغاز سنت بین المللی اول ماه ازسوی کارگران مبارز، پیگیری شده است. دردوران اخیر نیزبرغم دیکتاتوری افسارگیسخته و سرکوبهای بی امان و ضربات پلیسی دستگاه سرکوب رژیم اسلامی به فعالین کارگری و ممنوعیت حق تشکل و حق اعتصاب بازهم هر ساله و به انحاء مختلف اول ماه مه بعنوان روز مبارزه و همبستگی ازسوی فعالین کارگری؛ کارگران مبارز و سوسیالیست ها گرامی داشته شده است و همچنان بر سرخواست حق تشکل و حق اعتصاب و همچنین افزایش دستمزدها، قراداد های دسته جمعی، ممنوعیت کار کودکان و برخورداری زنان ازحقوق مساوی با مردان به مبارزه ادامه می دهند.
در جمهوری اسلامی اما همچنان اول ماه مه بعنوان روزجهانی کارگر، روز ممنوع است. چرا که محتوای مبارزاتی اول ماه مه ممنوع است و رژیم با سرکوب تشکل های مستقل کارگری و سرکوب اعتصابات همواره کوشیده است مانع سازمانیابی کارگری شده و مبارزه ی کارگران را برای تحقق خواستهایشان منجمله حق تشکل مستقل و حق اعتصاب درهم بکوبد.
درست بدلیل این ماهیت ضد کارگری است که هر ساله تشکل های خودساخته و دست پرورده ی رژیم اسلامی امثال "خانه ی کارگر" و"شوراهای اسلامی کار" بنام کارگران و به نام روزکارگر به جشن های فرمایشی می پردازند تا ماهیت واهداف ضد کارگری شان را پوشیده نگه دارند.
امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه می شتابیم که رهبران کارگری منجمله منصوراسانلو یا در زندان اند یا تحت پیگرد وفشار و سرکوب قراردارند و بیش ازپیش محیط های کار با دخالت ماموران حراست، امنیتی گردیده است. درسوی دیگر اما، فعالین جنبش های اجتماعی ایران با خودآگاهی بیشتر ازآمال و اهداف جنبش های مستقل و در شرایط بحران شدید سیاسی اقتصادی و پوچ بودن اصلاحات ازبالا بیش ازگذشته به پشتیبانی متقابل ازیکدیگر رو آورشده اند و همچنین در سراسر کشور تلاشهای ازپایین برای دخالت سیاسی در سرنوشت جامعه ازسوی پیشروترین نیروها سازمان می یابد.
بی دلیل نیست که دولت جدید حاکمیت اسلامی، با استفاده از بحران اتمی که حاصل تضادهای مالی و نظامی و اعمال نفوذ درمنطقه ما بین جناحهای کوچک وبزرگ سرمایه است بشدت می کوشد قبل ازهرچیز از تشکل یابی مستقل و ازپایین کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و روشنفکران و نویسندگان جلو گیری نماید و با ازمیان برداشتن نمود های مبارزه سازمانیافته، اصل آگاهی و عنصرمبارزه ی برابری طلبانه را سرکوب نماید و روحیه ی آزاده گی را در جامعه در هم شکند.
در مقابل ماشین سرکوب و نظامی گری راهی جز تقویت منشاء، وسیله و هدف مبارزه ی سیاسی و طبقاتی بر علیه استبداد رژیم اسلامی مدافع سرمایه؛ و همچنین مبارزه بر علیه جنگ طلبی؛ افشای ماهیت امپریالیستی و توسعه طلبانه ی دولت آمریکا ومتحدانش و بالاخره تلاش برای تقویت همبستگی بین المللی کارگران و شرکت در فعالیت های همبسته برای سازمانیابی بیشتر وبیشتر فعالین جنبش های اجتماعی بویژه کارگران ایران نیست .
گرامی باد اول ماه مه
زنده باد تشکل مستقل کارگری
پیروزباد مبارزات کارگران ایران وجهان
زنده باد سوسیالیسم
هسته اقلیت 29 آوریل 2006