بدنبال محکومیت پنج تن از فعالین کارگری به جرم برگزاری اول ماه مای در سقز ، اینک رژیم ضد کارگری ایران به کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی حمله کرده است . دستگیری رهبران سندیکای شرکت واحد و متعاقب آن تعدادی از کارگران اعتصابی ومعترض به این دستگیریها نشانه وحشت رژیم از جنبش های آزادیخواه وتشکل های کارگری است . زیرا با جنبش کارگری نمی توان مثل حرکتهای اصلاح طلبانه بازی کرد کارگران کار وآزادی و مسکن میخواهند ، تشکل و اداره سرنوشت خود را میخواهند. آنچه آنها میخواهند آنقدر عینی، فوری و ضروری است که با لبخند و سر دواندن نمی توان سرو ته اش را بهم آورد. یا باید سرکیسه چپاول را شل کرد یا اسلحه به رویشان کشید .رژیم ایران ثابت کرده است که اگر نتواند با آخوند خندان سرو ته قضیه را بهم بیاورد چیزی جز شکنجه و زندان و آدمکشی در چنته ندارد . پس از 27 سال مقابله با قداره بندی وفریبکاری ، جنبش کارگری ایران در وضعیتی قرار گرفته است که دیگر سرکوب از میدان بدرش نمی کند وآنچه بدست آورده از دهان اژدها بیرون کشیده است . اندک انسجامی که جنبش کارگری یافته است چنان با اهمیت است که با یک حرکت اعتراضی میتواند ماسک ریس جمهور «رحمت و عدالت و مستضعف پناه» را از چهره اش بردارد وچهره مخوفش را در معرض دید جهانیان بگذارد.کاری که صد ها اطلاعیه و شب نامه با آن یارای برابری ندارد . به همین خاطر است که شیشه عمر رژیم در دست جنبش کارگریست .جنش های آزادیخواهانه اگر بخواهند به تمامی پیروز شوند باید از جنبش کارگری حمایت کنند . راه دیگری برای آزادی وجود ندارد . این واقعیت با هزاران سند تاریخی وتحلیل روابط موجود جهان قابل اثبات است .
اگر به اهمیت جنبش کارگری انقلابی باور داریم از هر راه ممکن باید به آن یاری رسانیم .صدای اعتراض آنها را بگوش جهانیان برسانیم وحمایت از آنها را به امر همگانی ودر راس آن طبقه کارگر جهان تبدیل کنیم . اگر نمی توانیم به علت پراکندگی تشکلی واحد در این رابطه داشته باشیم از طریق کار واحد ونتیجه مشترک به هم مرتبط خواهیم شد. پروژه های همکاری ظرف مناسب این فعالیتها است.
کار ، رفاه، آزادی
هسته اقلیت 24 دسامبر 2005