متن زیر پاسخ به نشریه اتحاد انقلابی است رفقا اگرنقدی دارند یا پیشنهادی در اصلاح این نظر لطفا برای من بفرستند

Azadi50@chello.se

 

 

-خواست آزادی تشکل و حرکت برای سازمانیابی تشکل های کارگری به عنوان دو موضوع مرتبط با هم، اکنون به مساله روز جنبش کارگری بدل شده است.به ابتکار جمع هایی از فعالین کارگری، دو نهاد برای تحقق مطالبات فوق اعلام موجودیت کرده اند که به ترتیب عبارتند از:"کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری" و "دیگری "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل هایکارگری". همین مساله پرسش های زیادی را برانگیخته است که چرا دو نهاد مجزا؟!نظر شما در این رابطه چیست؟همچنین از دیدگاه شما نقاط قوت و ضعف، تمایزات و اشتراکات این دو نهاد کدام اند و بر اساس کدام استراتژی این دو نهاد می توانند به هم نزدیک شده و یا دستکم همکاری داشته باشند؟                  

 

قبل از هر چیز باید قبول کرد که جنبش کارگری ایران وارد مرهله جدیدی از حیات خود شده است. این مرهله از یکسو مولود ناتوانی رژیم از پیش برد روشهای تا کنونی و پاسخ به مقوله امنیت سرمایه و اوضاع بین المللی واز سوی دیگرو خاصا نتیجه مبارزات کارگری است که از هر مجرایی عرصه را بر رژیم تنگ کرده است .پاسخ سرمایه به این مرهله درنهایت تشکلی صنفی و غیر سیاسی وکنترل شده یا شونده است . به علت ضرورت رقابت سرمایه داری ایران از طریق نیروی کار ارزان چنین تشکیلاتی حتی اضافه دستمزد را قطره چکانی وبا قربانی کردن سایر فرصت های مبارزاتی به پیش خواهد برد . تن دادن به چنین نوعی از تشکیلات دور زدن نقدی است که بر اتحادیه های کارگری وارد آمده است .معروف است که سوسیال دموکراسی سرمایه را گاو شیرده می نامد و می گوید باید مراقب حال گاو بود تا ناخوش نشود و اگر شد باید از حلقوم مردم نان را بیرون کشید و به گاو داد تا شیر افشان شود .وقتی در سرزمین های سر سبز اسکاندیناوی جوع این گاو درمان ناپذیر است وای به روزگار کوساله هایش در کویر های خشک وسوزان .بطور واقعی این داستان بسر آمده است وجنبش کارگری نوین که از دل نقد گذشته برآمده باشد  از این راه نخواهد رفت. هم رژیم ایران وهم گروههایی که در چهارچوب منافع سرمایه و امنیت آن میخواهند پاسخ جنبش کارگری را بدهند تحت هر نامی محتوای بلند پروازیشان ازاین دایره فراتر نمی رود. امروزه نه تنها جنبش کارگری ایران  بلکه در سطح جهان به تشکیلاتهای توده ای کارگری نیاز است که حاضر باشند گاو را فدای انسان کنند . فقر وسیع ودامنگیر وولع  برای نیروی کار ارزان و نبود هرگونه آزادیهای سیاسی شورش های کارگری و حمله به منافع سرمایه  را در ایران ناگزیر می کند . اینکه تشکل توده ای کارگری چه مشخصاتی باید داشته باشد و کدام تشکل انعکاس دهنده منافع کارگریست نمی تواند انتزاعی و جدا از شرایط کنونی بررسی شود. خود ویژگی لحظه کنونی آنست که خواست آزادی تشکل توده ای همزمان با ایجاد آن گره خورده است . این بدان معناست که قدرت کارگری مبنا است وتنها نوعی تناسب قوای طبقاتی میتواند این آزادی وتشکل را همزمان تامین نماید.

 از اینرو ضمانت پایداری تشکل توده ای مستقل در گرو ایجاد همزمان انواع دیگری از تشکیلات در جنبش کارگری است . تشکل هایی که با استفاده از وضعیت کنونی خودرا برای انعطاف در شرایط متفاوت ازجمله مخفی وعلنی آماده کنند . این  یکی از ضمانتهای پایداری تشکلات توده ای علنی است .پروژه های همکاری سوسیالیستها در جنبش کارگری از عمده ترین آنهاست که حداقل حول دفاع از آزادی تشکل واستقلال آن و پیش برد مبارزه طبقاتی وبدست گرفتن اداره اقتصاد و سیاست توسط کارگران در آن متحد میشوند.بدون وجود این تشکلهای منسجم و منعطف و فعالیتشان در اختناق کنونی تشکل علنی قادر به بقای مبارزه خود نخواهد بود. یقینا افت وخیز های بسیاری در راه است .که باید متناسب با آن خود را سازمان داد. 

اما در باره تشکل های توده ای مشخصاتی که میتوان برای تشکل توده ای کارگری در نظر گرفت حاصل نقدی است که  جنبش کارگری بر عملکرد تاریخی تا اکنون خویش دارد. نخست آنکه هر کجا صحبت از دخالتگری در سرنوشت خویش توسط توده های کارگری وسیع بمیان آید شورا امری گریز ناپذیر است . یعنی آنکه نمایندگان منتخب در هر لحظه قابل عزلند .دیگر آنکه حول کل منفعت کارگری که تقابل با منفعت سرمایه است شکل گیرد ونه اجزایی از آن ، همزمان خود سامان و خودگردان باشد. یکی از معانی مستقل بودن  اینست که هیچگونه محدودیتی از قبل برای طرح مسایل یک زندگی کارگری در جامعه وچاره جویی جمعی در قبال آن نداشته باشد یعنی نباید به چهارچوب صنفی یا سیاسی یا هر چیز دیگری جز منافع کل طبقه واراده جمعی خویش محدود باشد.

. سیستم شورایی برابر نهاد کارگری در مقابل سیستم کارمندی ریاست و بوروکراسی  است و ابزار حاکمیت بر سر نوشت خویش است  واین بدان معناست که هرکجا از تصمیم و نقش  جمعی سخن گفته میشود از دیدگاه کارگری یعنی از شورا سخن میگویی. چه قبل وچه بعد از انقلاب کارگری .

 رفتار سوسیالیسم اردوگاهی با شورا ها پس از پیروزی ناشی از انجماد درک شورایی تنها در یک دوران و برای هدفی خاص است و نه از جمله سیستمی برای اداره خویش.  اهمیت شورا بمثابه سیستم تامین دخالتگری پایه های تشکیلات در   حدیست که بطور مثال اگر سقف سوسیال دموکرات و وبوروکراسی اتحادیه ها رادر سوئد برداریم وسخنگویان ونمایندگان واقعی کارگری قابل عزل در هر لحظه  وانتخابی وملتزم(1)   باشند وحول منافع کارگری خویش و نه منفعت سرمایه وارد دخالت در سرنوشت خویش شوند شاهد آغاز تحولات مهمی در جنبش کارگری سوئد خواهیم بود. زیرا بخش عظیمی از انحطاط اتحادیه ها مرهون ساختار ورهبری آنست.بورژوازی با خارج کردن رهبری اتحادیه از دسترس کارگران مانع بروز گرایش ضد سرمایه که در پایه های کارگری اتحادیه و کف کارخانه میگذرد در عرصه اداره اتحادیه میشود  .  با این تعریف آنچه در شرایط کنونی به نظر ضروری میرسد اولا جلوگیری از انجماد تشکل توده ای کارگری در چهارچوب منافع سرمایه وگرایشات بورژوایی در درون طبقه وثانیا خارج شدن آن از دسترس کارگران و گرفتاری در چنگال بوروکراسی و مشاغل پر در آمد  است . هر کجا که قصد یک تشکل علنی توده ای در میان است چنین شورایی می توان تشکیل داد که مسامات بالندگی اش مسدود نشده باشدو با رشد جنبش به جلو خیز بردارد.

اما دو تشکلی که تا کنون اعلام موجودیت کرده اند نقاط مشترک و افتراق معینی میتوان در آنها جستجو نمود اما در هیچکدام نمی توان بمثابه یک تشکل دائم یا برنامه ای دراز مدت نگریست زیرا هدف خودراطرح  آزادی تشکل های توده ای اعلام کرده اند بطور مشخص کمیته هماهنگی این مسئله را عنوان نموده است .تفاوت عمده ای که میتوان اشاره کرد نزدیکی واتکا  کمیته هماهنگی به جنبش از پایین از یکسو و بروز توهماتی اینجا وآنجا در کمیته پیگیری است که نقد رفرمیسم را تیره میکند  . از تلاش  آنها تا آنجا که برای تحمیل تشکل آزاد ومستقل انجام میدهند باید پشتیبانی کرد ودر مقابل مشکلاتی که برایشان پیش آورده شود باید از آنها دفاع کرد .کمیته های بسیار دیگری می توانند ایجاد شوند وسلیقه ها گرایشات وخواسته های مختلف خودرا اعلام کنند . اتحاد مکانیکی آنها آرزوی کسی نیست . اما سطوح معینی از همکاری یا دفاع مشترک که به توانمندی جنبش کارگری کمک کند همواره میسر و بی درد  است حداقل بر سر دفاع از آزادی تشکل و مطالبات کارگری . در جا ها ییکه مجمع عمومی کارگاه و کارخانه پایه تشکل توده ای و محل پیش برد امور کارگری است گرایشات وتشکل های مختلف ، موردی به هم نزدیک یا دور میشوند و نوعی همکاری بطور طبیعی رخ مینماید و می بالد ودر صورت روند شورایی کارکه روندی صبورانه و پر افت خیز است شکل و سطح  مبارزه با شرایط متفاوت تحول مییابد. ناگفته پیداست که این روند چه اهمیتی در رشد طبقه کارگر برای حاکمیت بر سرنوشت خویش و تدارک آن  دارد.

    2-ملاحظاتی بر بحث های رایج میان فعالین کارگری و نیروهای چپ نشان می دهند که بیشتر سه دیدگاه در رابطه با مساله تشکل یابی کارگری مطرح ومورد بحث و جدل بوده اند : یکی سندیکا یا اتحادیه،دیگری کمیته کارخانه و آن دیگری شورا.اساسا شما  روش این دیدگاه ها برای تشکل یابی را درست می دانید؟ به نظر شما جه نوع از تشکل های وسیع کارگری با توجه به ویژگی های جامعه ایران در اولویت قرار دارد؟

تلاش کردم این مسئله رادر  نقد اتحادیه ها وتاکید بر ضرورت پروژه های  همکاری سوسیالیستی وفعالیت آنها در تشکل توده ای شورایی  در بالا توضیح دهم  و براین نکته تاکید کردم که هرکجا امکان تشکل علنی توده ای ومستقل به قدرت  کارگری وجود دارد شورا ها آلترناتیو اصلی اند.                                                        

3- کنترل سیاسی و اختناق مانع مهمی بر سر راه تشکل یابی کارگری بوده است و رژیم همواره ملاحظات ویژه ای در رابطه با جنبش کارگری داشته  و فعالین کارگری را اعدام، دستگیر و یا تحت پیگرد قرار داده است. با آغاز حرکت های اخیر در جنبش کارگری،  تلاش رژیم این است که حرکت کارگران را کنترل و فعالین آن را تحت فشار قرار داده و با دستگیری و شکنجه آن ها روند رو به رشد جنبش کارگری را متوقف کند. به نظر شما فعالین جنبش کارگری و چپ 

داخل و خارج از جامعه  چگونه می توانند یک کمپین وسیع اجتماعی برای مقابله با رژیم و در هم شکستن سیاست کنترل سرکوب سازمان دهند و ضمن آزادی فعالین کارگری، مسیر پیش روی جنبش کارگری را  که ممکن است بر اثر دستگیری های گسترده با مانع روبرو شود را هموار کنند؟                                                                             

متاسفانه حتی امروز که مبارزات کارگری به نسبت سابق اوج وسیعی گرفته است اخبار کارگری در صدرمسائل عمومی قرار نمی گیرد . در حالیکه گنجی یا حجاریان یا مسائل و افرادی از این دست ماهها وحتی سالها با تمامی ابزار ممکن در تاریکترین زوایای افکار عمومی رسوخ داده میشوند . غلبه گفتمان و مسائل کارگری بر جامعه وایجاد چنان وضعیتی که هر کس ناگزیر باشد در قبال این مسائل نظر بدهد واز نظراتش دفاع کند ورساندن این اخبار وشرائط کارگری به گوش همه وظیفه عاجلی است که بهر طریق ممکن باید سازمان داد . این موضوعی است برای اتحاد وهمکاری سوسیالیستها ، آن دسته از سوسیالیستها که فضا را نه برای رقابت سازمانی بلکه برای سازمانیابی طبقه ورهایی  طبقه بدست خویش هموار میکنند . برگرداندن چهره جنبش های عمومی بسوی طبقه کارگروایجاد ارتباط متقابل با کارگران جهان از طریق دادن اطلاعات و اخبار مبارزات کارگری ایران به فعالین جنش کارگری در سطح جهان وجلب حمایتهای دو سویه . برپایی کیوسکهای اطلاع رسانی در پایتخت ها ومراکز کارگری جهان . تهیه طومار های حمایتی وجمع آوری کمک مالی وافشای توطئه های رژیم در این رابطه، دفاع از نظرات سوسیالیستی کارگری  نقد عملکرد جنایتکارانه سرمایه و  ....میتوانند موضوع همکاری یا هماهنگی قرار گیرند.

امروز امکان همکاری سوسیالیستها حول جنبش کارگری از هر وقت دیگری بر مداری عینی قرار گرفته ونیازمند اما و اگر های کمتری است واز هر وقت دیگر سهل الوصول تر شده است. این مقوله در صورت ادامه، سوسیالیستها را هرچه بیشتر بهم نزدیک خواهد کرد و پراکندگی را کاهش خواهد داد . عرصه ای باز شده است تا نقد های تا کنونی خودرا بیازمایند و به پیش روند . پروژه های همکاری کماکان شکل مناسب این فعالیتهاست.

 

توضیح 1 : نماینده ملتزم نقدی است بر جدایی نمایندگان یا رهبری از پایه های تشکیلاتی و وسیله ایست برای نگاهداشتن قدرت در پایه های تشکیلات و حفاظی است بر گرد نمایتده . عاملی است برای رشد برنامه ریزی و دخالت همگانی در آن وبازگرداندن مسولیت بر عهده رای دهندگان . البته اصل بر التزام است ولی در مواردی و در شرایط معینی مجمع عمومی برای امری خاص می تواند اختیار تام به نماینده بدهد.               مای 2005   سعید سهرابی